خندیدن
يكشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۸:۲۱ ب.ظ
بعد از درس، قبل از درس، هر فرصتی که با هم بودند می گفتند و می خندیدند شاید محمد از همه بیش تر می خندید که یکی از طلبه های بزرگ تر نصیحتش کرد که باید کم بخندد. برایش از قرآن شاهد آورد که «فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیراً.» محمد پرسید «بگو ببینم خندیدن کار حرامی است یا نه؟» طلبه بزرگ تر گفت «نه.» محمد گفت «حالا که حرام نیست پس من می خندم.»
گردآورنده : علیرضا
منبع : کتاب زندگی، سید محمد حسینی بهشتی، افسانه وفا، صفحه 12

اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.